مقالات

روش کار، ۱۴۰۵⁦-۰۶⁩⁦-۲۲⁩، ۵ دقیقه خواندن

چرا به رابطه نمره نمی‌دهیم

یک عدد از صفر تا صد، حکم است. و حکم دادن دقیقاً همان کاری است که یک ابزار خودآگاهی نباید بکند.

ساده‌ترین کاری که می‌توانستیم بکنیم این بود که آخر گزارش یک عدد بگذاریم: «۸۳ درصد». عدد، جذاب است و در شبکه‌های اجتماعی هم پخش می‌شود. عمداً نگذاشتیم.

عدد، گفت‌وگو را تمام می‌کند

وقتی یک عدد به دست دو نفر می‌رسد، تمام انرژی‌شان می‌رود سراغ خودِ عدد: بالا است یا پایین؟ از قبل بهتر شده یا بدتر؟ آن‌ها که نمره‌شان کمتر است چه؟ هیچ‌کدام از این سؤال‌ها به هیچ کار عملی‌ای نمی‌رسد. در بهترین حالت یک حس خوب گذرا می‌دهد و در بدترین حالت، به یکی از دو نفر ثابت می‌کند که حقش بیشتر بود.

یک توصیف، عکس این کار را می‌کند. «شما در برخورد با تنش دو سرعت متفاوت دارید» چیزی است که می‌شود درباره‌اش حرف زد. «۸۳ درصد» چیزی است که فقط می‌شود قبول یا ردش کرد.

عدد میانگین می‌گیرد، و میانگین دقیقاً همان چیزی را پنهان می‌کند که به آن نیاز دارید.

مشکل فنی‌تر: میانگین، اطلاعات را از بین می‌برد

دو زوج می‌توانند عدد کلی یکسانی بگیرند و وضعیتشان هیچ شباهتی به هم نداشته باشد. یکی در همه‌ی هفت حوزه نزدیک به هم است و در یکی فاصله‌ی زیاد دارد؛ دیگری در همه‌جا کمی فاصله دارد. برای اولی، تمام کار روی همان یک حوزه است. برای دومی، مسئله چیز دیگری است. یک عدد، هر دو را یک‌جور نشان می‌دهد.

چه جایش گذاشتیم

به‌جای نمره، دو چیز می‌گیرید: نام الگویی که در پاسخ‌هایتان دیده می‌شود با روایتش، و موضع شما در هر هفت حوزه روی یک طیف. هر حوزه هم برچسبی دارد که جنس تفاوت را می‌گوید، نه شدتش. و در هر بخش، یک قسمت هست که صریحاً می‌گوید این یعنی چه نیست، چون بیشترین آسیبِ چنین گزارشی از بدفهمی می‌آید، نه از خودِ اطلاعات.

این نوشته توصیف است، نه تجویز. اگر می‌خواهید ببینید الگوی خودتان در هفت حوزه چه شکلی است، آزمون حدود ده دقیقه طول می‌کشد.

شروع رایگان

خواندن بعدی